جادوی نوستالژیک هوش مصنوعی یا بازنویسی پنهان تاریخ پوشش ایرانی؟ کادو دونی: هوش مصنوعی اینروزها با یک عکس ساده، ما را به دهه های گذشته می برد؛ اما پشت این بازی جذاب، داستانی از مد و پوشش درحال تشکیل است که شاید آن قدرها هم بی غرض نباشد. به گزارش کادو دونی به نقل از مهر، یکی دو هفته است که فضای مجازی میزبان یک ترند جدید به سبک و سیاق نوستالژی شده است؛ کاربران در ابعاد و اشکال مختلف تصاویر خودرا پیشکش یک هوش مصنوعی خاص می کنند و چونان کسی که سوار ماشین زمان شده، تنها با یک پرامپت به دهه ۸۰ میلادی یا دهه ۶۰ خودمان می روند. نتیجه نیز اغلب، تصاویری است که در آن نه فقط رنگ و کیفیت عکس، بلکه لباس، مدل مو، آرایش، اکسسوری، نورپردازی و حتی فضای پس زمینه، همگی متعلق به دورانی دیگر به نظر می رسند.نسخه ایرانی این ترند، بازتاب گسترده ای در بین بازیگران، هنرمندان و کاربران عادی داشته است؛ از بازسازی چهره هنرمندان شناخته شده در فضای دهه ۸۰ میلادی گرفته تا بازآفرینی تصاویر خانوادگی و عروسی به سبک دهه ۶۰ خورشیدی. آن چه این پدیده را از یک سرگرمی ساده دیجیتال فراتر می برد، محوریت مد و پوشش در این بازسازی هاست؛ محوریتی که وقتی در بستر تاریخ معاصر ایران قرار می گیرد، پرسش های جدی تری را پیش می کشد.از یک فیلتر ساده تا بازسازی کامل یک دوراننکته نخستی که باید در تحلیل این پدیده مورد توجه قرار گیرد، تفاوت آن با فیلترهای قدیمی و رایج رسانه های اجتماعی است. فیلترهای متداول تنها رنگ، کنتراست یا دانه های نوری عکس را تغییر می دادند تا حس قدیمی بودن را القا کنند؛ اما آن چه هوش مصنوعی مولد امروز انجام می دهد، از این حد خیلی فراتر می رود. این ابزارها با تحلیل چهره فرد، پیکربندی کاملی از یک دوران تاریخی را بازسازی می کنند؛ آنها همه چیز را از نوع پارچه و برش لباس گرفته تا مدل آرایش مو، حضور یا غیاب اکسسوری های خاص، زاویه دوربین و حتی سبک استودیوهای عکاسی آن سال ها را بازسازی می کنند.به بیان دیگر، آن چه در این تصاویر بازتولید می شود، یک روایت بصری کامل از یک برهه ی تاریخی است؛ روایتی که هوش مصنوعی آنرا از میان انبوه داده های تصویری موجود در اینترنت استخراج و ترکیب کرده است. همین جاست که باید پرسید این داده ها از کجا آمده اند و چه تصویری از آن دوران را در حافظه جمعی بازتولید می کنند؟آرشیو تصویری ای که این الگوریتم ها از آن تغذیه می کنند، عمدتا گرفته شده از مجلات، آگهی های تبلیغاتی و تصاویر استودیویی غربی است؛ آرشیوی که به صورت طبیعی، گزینشی و اغلب دور از واقعیت زندگی روزمره مردم بوده است. وقتی همین قالب برای بازسازی تصاویر ایرانی به کار می رود، خطر آن وجود دارد که یک استاندارد بصری وارداتی، جایگزین روایت واقعی از پوشش و زندگی مردم در آن سال ها شود.مد به مثابه ابزار روایت سازی؛ چرا این ترند حول پوشش می چرخد؟اگر بپرسیم چرا از میان همه مؤلفه های یک دوران؛ از معماری گرفته تا موسیقی و ادبیات این دفعه پوشش و مد به محور اصلی این ترند بدل شده، پاسخ را باید در سرعت و وضوح پیام بصری جست وجو کرد. لباس، بر خلاف معماری یا موسیقی که نیازمند زمینه و تحلیل هستند، در کسری از ثانیه با بیننده ارتباط برقرار می کند. یک نگاه به لباس یا حجاب یک فرد در عکس، بی درنگ حسی از تعلق به یک برهه یا یک طبقه اجتماعی خاص منتقل می کند.همین خاصیت است که مد را به ابزاری قدرتمند برای روایت سازی بدل کرده است. آنهایی که این ترند را طراحی و ترویج می کنند خواه آگاهانه و خواه ناخواسته در واقع دارند یک روایت خاص از یک دوران تاریخی را با ابزار پوشش تثبیت می کنند. برای مثال، در خیلی از تصاویر بازسازی شده مربوط به دهه ۶۰ خورشیدی و سالهای نخست بعد از انقلاب، تاکید عمده بر نوع خاصی از ظاهر و آرایش است که با واقعیت زندگی اکثریت مردم آن سال ها که در وضعیت جنگ تحمیلی و سادگی معیشتی به سر می بردند فاصله بسیاری دارد. این گزینشگری، تصویری یک سویه و اغلب فانتزی شده از دورانی می سازد که در واقعیت، پیچیدگی ها و لایه های خیلی متفاوتی داشته است.از سوی دیگر، باید توجه داشت که مد در تاریخ معاصر ایران هیچ گاه یک مقوله فقط زیبایی شناختی نبوده است. پوشش، پیش و بعد از انقلاب اسلامی، همیشه بار معنایی سنگینی از هویت، استقلال فرهنگی و مقاومت در مقابل تهاجم الگوهای غربی را با خود حمل کرده است. حجاب برای بخش بزرگی از جامعه ایرانی نمادی از هویت دینی و ملی بوده است. وقتی یک ترند مجازی، بدون توجه به این لایه های معنایی، فقط به بازتولید ظاهری از یک دوران بسنده می کند، در عمل بخش مهمی از حقیقت تاریخی را نادیده می گیرد.نوستالژی سازمان یافته؛ رسانه های اجتماعی چه چیزی را برجسته می کنند؟گسترش این ترند را نمی توان فقط محصول کنجکاوی کاربران یا پیشرفت فناوری تصویر دانست. پشت این پدیده، منطق اقتصادی و الگوریتمی پلت فرم های اجتماعی نیز نهفته است. الگوریتم های شبکه هایی مانند اینستاگرام، به شکلی طراحی شده اند که محتوای پربازخورد را به شکل انبوه بازتکثیر می کنند؛ و از آنجائیکه تصاویر نوستالژیک به صورت طبیعی بازخورد احساسی بالایی برمی انگیزند، الگوریتم ها این نوع محتوا را بیشتر و بیشتر در معرض دید کاربران قرار می دهند.این چرخه الگوریتمی، موجب می شود نسخه ای خاص از نوستالژی که غالباً برندسازی شده، پرزرق وبرق و از دل استانداردهای بصری شرکت های فناوری غربی بیرون آمده بشکل مسلط و غالب در ذهن مخاطب جوان تثبیت می شود. برای مثال، یکی از زیرشاخه های شناخته شده این ترند، ترکیب برندهای لوکس جهانی با فضای خانگی و ساده تصاویر قدیمی ایرانی بوده است؛ ترکیبی که در ظاهر طنزآمیز می نماید، اما در عمل، الگوی مصرف گرایی و برندمحوری غربی را به عنوان معیار زیبایی و جذابیت به مخاطب ایرانی القا می کند.نکته نگران کننده تر آن است که بخش قابل توجهی از کاربرانی که در این ترند مشارکت می کنند، نسل جوانی هستند که خود آن دوران را تجربه نکرده اند. تصویری که آنان از دهه های گذشته می سازند، نه بر پایه خاطره یا آگاهی تاریخی، بلکه بر مبنای خروجی یک الگوریتم شکل می گیرد؛ الگوریتمی که داده های آموزشی آن عمدتا از منابع غربی گرفته شده است. این وضعیت، بستر مناسبی برای آن چه می توان باز تعریف حافظه تعدادی از بیرون نامید فراهم می کند؛ پدیده ای که کارشناسان حوزه ی رسانه بارها نسبت به آن هشدار داده اند و آنرا در قالب گسترده تر مهندسی سلیقه ی فرهنگی نسل جوان قابل بررسی می دانند.میان خاطره واقعی و روایت مصنوعی؛ کجای این تصویر جعلی است؟پرسش بنیادین تری که دراین میان باید مطرح شود، مربوط به مرز میان خاطره ی واقعی و بازسازی مصنوعی است. تصاویری که هوش مصنوعی از دهه های گذشته می سازد، از نظر فنی واقعی نیستند؛ آنها ترکیبی احتمالاتی از الگوهای بصری اند که الگوریتم از میان میلیونها تصویر آموزش دیده استخراج کرده است. با این وجود، ظاهر خیلی قانع کننده و با کیفیت این تصاویر، بسادگی می تواند در ذهن مخاطب جای خاطره واقعی را بگیرد.واکنش مناسب چه باید باشد؟وظیفه رسانه و نهادهای فرهنگی، روشنگری درباره ی سازوکار پنهان آن است. لازم است به مخاطب جوان یادآوری شود که این تصاویر، محصولات یک فناوری با سوگیری های پنهان اند. در کنار این هشدار، فرصتی نیز پیش روی رسانه ها و کنشگران فرهنگی قرار دارد؛ انتشار بایگانی واقعی و مستند از پوشش و زندگی مردم در دهه های گذشته بخصوص سالهای دفاع مقدس و اولین سالهای انقلاب می تواند روایتی اصیل و مستند را در مقابل روایت الگوریتمی و گزینش شده قرار دهد. چنین اقدامی، هم پاسخی مستدل به خلأ اطلاعاتی نسل جوان است و هم راهی برای بازپس گیری روایت مد و پوشش ایرانی از دل الگوریتم های بیگانه.در نهایت، ترند بازسازی تصاویر دهه های گذشته با هوش مصنوعی، در نگاه نخست پدیده ای سرگرم کننده و بی ضرر به نظر می رسد؛ اما بررسی دقیق تر آن از دریچه مد و پوشش نشان داده است که این ترند حامل لایه های پنهان تری از مهندسی سلیقه فرهنگی و باز تعریف حافظه جمعی است. مد، در این بین، نقش یک زبان بصری سریع و اثرگذار و شخصی سازی شده را ایفا می کند که می تواند بسادگی روایتهای ناقص یا یک سویه از تاریخ معاصر ایران را در ذهن نسل جوان تثبیت کند.در عین حال، نباید از این واقعیت غافل شد که همین فناوری می تواند ابزاری برای بازروایت درست و مستند نیز باشد؛ بشرط آنکه با آگاهی و با تأکید بر داده ها و بایگانی اصیل ایرانی-اسلامی به کار گرفته شود، نه فقط کپی برداری از قالب های آماده غربی. رسانه ها، نهادهای فرهنگی و حتی خانواده ها می توانند با ارایه روایت مستند از پوشش و سبک زندگی نسل های گذشته، در مقابل این نوستالژی الگوریتمی و گزینش شده، روایتی اصیل، مستدل و متکی بر واقعیت عرضه کنند. سرانجام، آن چه اهمیت دارد اینست که نسل جوان با نگاهی نقادانه به این تصاویر بنگرد و آنها را محصولی از یک فناوری با پیش فرض ها و سوگیری های خاص خود بداند.خلاصه اینکه به عنوان نمونه، در بسیاری از تصاویر بازسازی شده مربوط به دهه ۶۰ خورشیدی و سالیان نخست پس از انقلاب، تأکید عمده بر نوع خاصی از ظاهر و آرایش است که با واقعیت زندگی اکثریت مردم آن سال ها که در وضعیت جنگ تحمیلی و سادگی معیشتی به سر می بردند فاصله زیادی دارد. از طرفی، باید توجه داشت که مد در تاریخ معاصر ایران هیچگاه یک مقوله فقط زیبایی شناختی نبوده است. الگوریتم های شبکه هایی مانند اینستاگرام، به گونه ای طراحی شده اند که محتوای پربازخورد را به صورت انبوه بازتکثیر می کنند؛ و از آنجائیکه تصاویر نوستالژیک بصورت طبیعی بازخورد احساسی بالایی برمی انگیزند، الگوریتم ها این نوع محتوا را بیشتر و بیشتر در معرض دید کاربران قرار می دهند. منبع: كادو دونی 1405/06/23 11:22:19 5.0 / 5 4 تگهای خبر: آموزش , ادبیات , استاندارد , اقتصاد این مطلب کادودونی را می پسندید؟ (1) (0) تازه ترین مطالب مرتبط نماد کرج چه خواهد بود؟ پیشنهاد عضو شورای شهر از جوکر تا شفرونی مسیر تکراری ابتذال در نمایش خانگی وزارت ارشاد در اجرای مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی ترک فعل کرده است یک معدن و دو بهبود نظرات بینندگان در مورد این مطلب نظر شما در مورد این مطلب نام: ایمیل: نظر: سوال: = ۲ بعلاوه ۴