در نشست نقد و بررسی مطرح شد؛

ترجمه مقتل ابومخنف می تواند با تاریخ هرودت مقایسه شود

ترجمه مقتل ابومخنف می تواند با تاریخ هرودت مقایسه شود كادو دونی: محمد اسفندیاری در نشست نقد ترجمه مقتل الحسین ابومخنف اظهار داشت: ترجمه انگلیسی این اثر می تواند با تاریخ هرودت مقایسه شود، اما یوسفی غروی نخستین كسی نیست كه دست به استخراج این مورد زده است.



به گزارش كادو دونی به نقل از مهر، نشست نقد و بررسی كتاب «وقعه الطّفّ» با ترجمه محمدصادق روحانی و بازسازی محمدهادی یوسفی غروی از مقتل الحسین ابومخنف با حضور جمعی از اهالی فرهنگ در مركز فرهنگی شهر كتاب برگزار گردید.
محمدصادق روحانی، مترجم و مؤلف اثر، ضمن بیان اینكه با وجود اهمیت فراوان واقعه كربلا برای امت اسلامی و انسانیت، كار علمی بسیار كمی در زمینه این بحث صورت گرفته، اظهار داشت: تقریباً می توان با اطمینان اظهار داشت كه ابن مخنف قدیمی ترین كسی است كه پی گیر عاشورا شد و در این باره كاری علمی انجام داد. او مثل كارگاهی افراد را جست و با ایشان صحبت كرد و حتی از ایشان حرف كشید. او مورّخ شهر كوفه بوده و ظاهراً انگیزه اش نگارش تاریخ این شهر بوده است. من با مطالعه گزارش های او، احساس كردم كه جز عرق كوفی بودن او، چیز دیگری روی كارش تأثیری ندارد. او شیعه دوآتشه ای نیست كه بخواهد برای بیان فضائل وقایع تاریخی را منحرف كند. شواهد و قرائن از آن حكایت می كند كه برای او بیان قضیه و پیاده كردن حرف افراد اهمیت دارد.
وی اضافه كرد: ابومخنف این گزارش را پس از گذشت یكی دو نسل از واقعه كربلا و با یك یا دو واسطه جمع آوری و برپایه روند تاریخی مرتب كرد. تا به امروز، این كار همیشه مورد عنایت بوده و روات و مورّخان از او نقل كرده اند. اما عمده كتاب های وی از بین رفته اند و چیزی با اصالت كتاب از او باقی نمانده است. ما امروز با نقل های با واسطه به او دسترسی داریم. یكی از مهم ترین كتاب هایی كه بیش از ۹۰ درصد نقلیات ابومخنف را آورده است، كتاب طبری است. طبری هم فردی نسبتاً منصف است كه در كار او با بی انصافی، حذف یا سانسوری شدید مواجه نشده ام. تمام جوانب قضیه را آورده است، ولو اینكه به ضرر خودش ـ كه اهل سنت است ـ باشد. حتی تا جایی پیش رفته است كه برخی از علما ادعا كردند كه وی در اواخر عمرش شیعه شده است. به هر روی، او از بزرگان اهل سنت است و كتاب هایش در مجال اهل سنت تعریف می گردد. پس از او، شیخ بهایی و افراد دیگری هم از او آورده اند.
این پژوهشگر در ادامه اظهار داشت: اما در نجف، بخصوص كتابی با عنوان «مقتل الحسین» منسوب به ابومخنف استفاده می شده و منبری ها آن را می خوانده اند و نكاتی در آن جور در نمی آمده است. این «مقتل الحسین» با نقلیّات طبری هم یك جاهایی تعارض داشته است. یوسفی غروی كه از سن كم، دستی بر منبر داشته و در نجف و در بیوتات علما بر منبر می رفته است و در این زمینه مطالعات فراوانی داشته است، می گوید كه این از سال ها قبل برایش سؤال بوده كه چرا این موارد را چنین بیان كرده اند. در مجلسی مرحوم آیت الله سید اسدالله مدنی تبریزی بر منبر توضیح می دهد كه مقتل ابومخنفی كه اكنون در دسترس دارند، مقتل محرّفی است كه معلوم نیست و اگر كسی بخواهد نقلیات ابومخنف را جمع آوری كند، باید به تاریخ طبری، ارشاد شیخ مفید و نقل خوارزمی رجوع كند. همین صحبت، جرقه ای در ذهن یوسفی غروی بوجود می آورد.
روحانی ضمن بیان اینكه ترجمه های پیشین اشكالاتی داشته اند كه در بخش مقدمه كتاب به آنها اشاره شده است، اظهار داشت: بالاخره در شرایطی برای ترجمه این كار اقدام كردم. در نهایت، كارم به تصحیح و ترجمه متن انجامید. غیر از مقدمه ای كه به كتاب افزوده ام، توضیحات یوسفی درباره كیستی، سوابق و اتفاقاتی كه پس از عاشورا برای افراد افتاده و در پاورقی ها ذكر شده را جمع كردم و در انتها كتاب فهرست مفصلی ترتیب دادم كه در آن اسامی افراد به صورت الفبایی است. لابه لای كتاب متوجه شدم كه برخی از نشانی های داده شده دقیق نیستند. تقریباً حدود نود درصد نشانی ها را دوباره چك كردم. حداقل می توانم بگویم كه تمام نشانه هایی كه به طبری و شیخ مفید داده شده را چك كرده ام. موارد خلاف بسیاری در اینها بود. در نهایت، متوجه شدم كه در بین دو چاپ جامعه ی مدرسان و مجمع اتفاقاتی افتاده است و اشتباهات بسیاری به كتاب راه یافته است. كتاب حاضر، در انتشارات طه چندین بار ویراستاری شد و ترجمه بسیار بهبود یافت. پیشنهادهایی روی كل كتاب و مقدمه عرضه شد. قلم از حالت تند و تیز درآمد و روان تر شد. در نهایت، این انتشارات و ویراستاران آن كمك كردند و كتاب را در وضعیتی بسیار بهتر از متن اولیه تحویل جامعه علمی دادیم.
واسطه های ابومخنف
علی بهرامیان پژوهشگر صدر اسلام و هیئت علمی دایره المعارف بزرگ اسلامی، هم در بخش دیگری از این برنامه اظهار داشت: در جامعه ما، درباره كمتر واقعه ای به این اندازه صحبت می گردد. هر سال گفته می گردد كه مبلغان و مداحان حتی المقدور بكوشند این واقعه را از روی اسناد معتبر نقل كنند و به اكاذیب و جعلیات مكتوب و شفاهی اعتنا نكنند. این واقعه از معدود وقایع سده اول هجری است كه خیلی دقیق نوشته شده است. ظاهراً در این زمان، كسانی از محبان خاندان در شهر كوفه اهتمام خاصی به گردآوری اخبار این واقعه از خطب تا اعمال و حتی جزئیات داشته اند. با عنایت به كتاب هایی چون «الفهرست» ابن ندیم كه در آنها مورخان و اخباریون سده های نخست را فهرست می كنند، تقریباً تمام اخباریون و مورخان سده اول به صورت مستقل درباره این واقعه كتاب داشته اند یا این واقعه را در كتاب هایشان گنجانده اند. در عصر ابومخنف، طبقه اخباری ها معمولاً حوادث را به صورت موضوعی می دیدند. این تقریباً زمانی است كه روایات از حالت شنیداری به شكل كتابت در می آید؛ یعنی اوایل عصر عباسی.
وی اضافه كرد: در قرون بعدی، تاریخ نگاری نضج گرفت، كسانی مثل احمد بن یحیی بلاذری، محمد بن جریر طبری برای تاریخ نگاری اسلامی از مواد اولیه ای استفاده كردند كه اخباریون فراهم نموده بودند. طبری كتاب خودش را برپایه سال شمار می نویسد. همینطور بلاذری كه مقدم بر طبری است، كتاب «انساب الاشراف» را برپایه نسب نوشته است. بقیه مورخان هم به همین ترتیب. هشام كلبی هم مقتل الحسینی داشته و عمده روایاتش از ابومخنف گرفته شده است، منتها نشانه هایی پیداست كه درصدی از آن هم برگرفته از روایت های دیگری است. از روی نشانه ها می توان فهمید كه ابومخنف تقریباً در دوره انتقال از اموی به عباسی یا حتی پس از استقرار عباسی ها مشغول جمع آوری یا حداقل نوشتن كتاب هایش بوده است. در این زمان، عباسی ها هنوز سیاست مذهبی روشنی نداشتند و می كوشیدند القا كنند كه جانشینان برحق پیامبرند. بخصوص بسیار دوست داشتند كه تا حد ممكن سیاهكاری ها و اعمال ضداسلامی بنی امیه را برجسته كنند. اول بار كه عموی خلیفه ابوالعباس سفاح در شام مشغول انتقام گرفتن از بقایای بنی امیه بود، علناً و صریحاً اظهار داشت كه انتقام خون حسین را می گیریم. بنابراین، فضا از هر جهتی آماده گردآوری و یادآوری این روایت ها بود.
بهرامیان همینطور اظهار داشت: طبری معمولاً مطالب و روایات ابومخنف را با سلسله اسناد او می آورد؛ یعنی یك، دو یا سه واسطه گاهی می گوید كه این روایت را از چه كسانی می شنود. این ها گاهی مشتمل بر جزئیات زیاد است. مثلاً در جایی می گوید فردی از سپاه روبه رو برای ابومخنف تعریف كرده كه جوان نوخاسته ای از سپاه امام حسین به سمت ما آمد. رویش مثل پاره ماه بود و من پرسیدم كه او كیست. گفتند قاسم بن حسن. سپس راوی اضافه می كند كه یادم نمی رود كه بند كفش چپ او باز بود. این جزئیات در این روزگار امكاناتی به دست ما می دهد كه بتوانیم به چگونگی واقعه كربلا كه وجدان امت اسلامی را تكان داد برسیم. شاید ابومخنف حتی مقصودی نداشته كه این را بگوید، اما ما می توانیم دریابیم كه چگونه فردی مثل ابن زیاد با آن سوابق تاریك و سیاه، در شهری مثل كوفه كه مملو از محبان خاندان بود و با آن رقم های شگفت انگیز نامه به سیدالشهدا، سپاهی عظیم درست كند و به ناپسندترین وجه تنها نواده ی پیغمبر اسلام را شهید كند.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: مقتل ابومخنف اكنون به صورت مستقیم در دسترس ما نیست و ما آن را با واسطه هایی چون طبری و واقدی داریم. از بیست سال پیش كه این كتاب چاپ شد، تعجب می كردم كه چرا ایشان به منابع دیگر ابومخنف توجه نكردند. یكی از سرحلقه های مهم نقل ابومخنف در واقعه ی كربلا «انساب الاشراف» بلاذری است. بعضی موارد چون كیفیت شهادت حضرت ابوالفضل در ابومخنف بوده كه طبری آنها را نقل نكرده، اما در «انساب الاشراف» آورده شده است. تاریخ این دوره از قرن اول هجری بسیار دشوار است. كلمات در این دوره بار معنایی خاصی دارند كه به بافتار زمانی و فرهنگی آن دوره بسیار وابسته اند و حتی قوامیس موجود در خیلی از موارد در انتقال معنای خاص آنها ناكارآمدند. سپس نمونه هایی از این دست را در متن ترجمه حاضر برشمرد.
مقتل الحسین از ابومخنف تا جودكی
محمد اسفندیاری عاشورا پژوه، دیگر سخنران این مراسم، تعداد زیاد راویان واقعه عاشورا را ناشی از اهمیت بسیار بالای آن دانست و اظهار داشت: در این باره تحت عناوین مقتل الحسین، اخبارالحسین، مسلخ الحسین كتاب هایی به صورت تك نگاری نوشته شده است. اما متأسفانه خیلی از این كتاب ها كه در قرون یك تا سه نگاشته شده، از میان رفته است. یكی از مهم ترین این منابع، تك نگاری های ابومخنف لوط بن یحیی عضدی كوفی بوده است. او كه در حدود ۱۰۰ سال بعد از شهادت امام حسین درگذشته است، اخبار امام حسین را جمع آوری كرده و احتمالاً عنوان كتابش «مقتل الحسین» بوده است. تردیدی نیست كه او مورد اعتماد و وثوق شیعه و اهل سنت است. اما نمی توان با قطعیت اظهار داشت كه مذهب او چیست. برخی متأخرین مانند شیخ عباس قمی، شیخ آقابزرگ تهرانی و علامه شرف الدین، آیت الله خویی گفته اند او شیعه بوده است و برخی دیگر او را شیعه ندانسته اند.
وی ضمن بیان اینكه پیشگفتار مؤلف در بحث پیرامون مذهب ابومخنف بسیار مضطرب است و اشتباهات متعددی در آن وجود دارد، نمونه هایی از این اشتباهات را برشمرد و اظهار داشت: در ص ۵۶ كتاب آمده است «اهل سنت بیشتر اصطلاح تشیع را در جایی به كار می برند كه فرد گرایش به خاندان داشته باشد»، در حالیكه لزوماً اینگونه نیست. این كلمه ی «لزوماً» تفاوت بوجود می آورد. در پاره ای از موارد به دوست دار خاندان یا به شیعه ی سیاسی خاندان شیعه گفته شده است. در دنباله بحث آمده است كه «ولی كسی كه مذهبش بر طبق نظر خاندان عمل می كند، رافضی می خوانند و نه شیعه»؛ یعنی آنی كه دقیقاً طبق مذهب است. این در شرایطی است كه رافضی بیشتر به كسی می گویند كه سه خلیفه را قبول نمی نماید. این شیعه تندتر و محكم تر بوده است. اما شاید كسان دیگری هم بودند كه به این معنا رافضی بودند و شیعه خوانده شدند.
اسفندیاری استخراج نقل های ابومخنف در طبری را پرارزش دانست و اظهار داشت: برگردان انگلیسی این اثر می تواند با كارهای توسیدید و هرودت مقایسه شود، اما یوسفی غروی نخستین كسی نیست كه دست به استخراج این مورد زده است. از این میان می توان به مدخل ابی مخنف تدوین شیخ عبدالمولی طریحی، مقتل الحسین مرحوم حسن غفاری از شاگردان آیت الله العظمی مرعشی اشاره نمود. یوسفی غروی سومین نفری است كه به این كار اقدام نموده است. گفته اند كه فضیلت از آن كسی است كه آغازگر باشد، گرچه كسی كه دنبال او می آید كار را بهتر انجام داده باشد. فضل تقدم با آنها است، گرچه تقدم فضل با آقای غروی باشد. پس از ایشان هم حجت الله جودكی مدخل الحسین ابومخنف را تحت چند عنوان همچون «قیام جاوید» و «مقتل الحسین» چاپ كرد.
این محقق ضمن بیان اینكه گرچه كتاب به فارسی برگردان شده است، مطابق با فرهنگ فارسی زبان نیست. پیشنهاد خلاصه كردن مقدمه ها، حذف پیوست ها و پاورقی های كنونی و تهیه پاورقی هایی توضیحی برای مرتفع ساختن تردیدهای خواننده ی فارسی زبان را مطرح كرده و اظهار داشت: اینجا بحث های تخصصی صورت گرفته است كه خواننده فارسی زبان آنها را نمی خواهد. راویانی كه از طبری روایت كردند، مشایخ ابومخنف، روایات ابومخنف با یك تا سه واسطه، سندهای او و.... در هر كتابی ابتدا باید مخاطب شناسی كرد. برای خواننده فارسی زبان روایت ابومخنف با یك، دو یا سه واسطه مهم نیست. مخاطب این تفاوت، عربی بلد است و می تواند به اصل كتاب رجوع كند. پاورقی های توضیحی به جای پاورقی های كنونی می توانست مطلوب مخاطب فارسی زبان باشد. مثلاً هنگامی كه امام از مكه به طرف كوفه حركت می كند، خیلی از افراد جلویش را می گیرند و می گویند كه به كوفه نروید، كوفه خطر است، مردم كوفه اهل نیرنگ اند، آنجا آتش است و كشته می شوید... خواننده فكر می كند كه اینها خوب و درست گفتند، چرا امام حسین به حرفشان كوش نكرد و به سپاسگزاری از خیرخواهی شان اكتفا كرد؟ اینجا پاورقی توضیحی می توانست راهگشای خواننده فارسی زبان باشد.
اسفندیاری اظهار داشت: در كشور ما كتاب های بسیاری درباره امام حسین نوشته شده است. مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی نخستین كسی است كه در كار خود به ابومخنف توجه كرد و مبنای كتاب «شهید جاوید» خویش را تاریخ طبری، ابومخنف، الارشاد قرار داد. به جهت نقل از طبری بسیار مورد نقد قرار گرفت. او توضیح می داد كه در واقع از ابومخنفِ مورد اعتماد نقل كرده است. اما این را نمی پذیرفتند. حتی دكتر شهیدی كه تاریخ نگاری برجسته بود، در كتاب «پس از پنجاه سال» طبری را مورخی ساده لوح می خواند. این در شرایطی است كه طبری ساده لوح نیست، او ابومخنف را برای ما نگه داشت.
اسفندیاری در انتها به برگردان ابوعلی بلعمی در سال ۳۵۲، مولایی، ابوالقاسم پاینده، حجت الله جودكی، علی كرمی فریدنی، جواد سلیمانی، سید علی محمد جزایری به منزله برگردان های پیشین این مقتل اشاره نمود.

1397/06/31
13:42:18
5.0 / 5
4099
تگهای خبر: انتشار , تخصص , فرهنگ , كالا
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۵
کادو

كادو دونی

فروش انواع کادو

kadodooni.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كادو دونی محفوظ است