تاب آوری کودکان در جنگ را با داستان افزایش دهیم

تاب آوری کودکان در جنگ را با داستان افزایش دهیم

به گزارش کادو دونی، نویسنده رمان دختر جنگ می گوید: ما نمی توانیم بچه را پس از اینکه یک صورت گرفت با آن اتفاق مواجه کنیم؛ بلکه باید برایش آمادگی ایجاد نماییم تا او بتواند تاب آوری داشته باشد و زندگی کند.



خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: اخبار تلخ از هر سو به گوش مان می رسد. تلویزیون، فضای مجازی و گپ وگفت های خانوادگی ما را با اخبار ناگوار از سراسر جهان آشنا می کنند. گاهی خبری ما را خیلی متعجب و ناراحت می کند و گاهی دیگر به آن نوع از خبرها عادت کرده ایم و دیگر مثل گذشته قلب و ذهن مان را اذیت نمی کنند.
اخبار فلسطین یکی از همین هاست. سال هاست درد و رنج مردم فلسطین خصوصاً غزه را می شنویم و می بینیم. گاهی خیلی غصه می خوریم و گاهی انگار عادت کرده ایم و از آن رد می شویم. شاید برای بزرگ ترها این اتفاق می افتد چون مداوم در معرض اخبار هستند اما برای کودکان چه؟ آیا آنها هم در رویارویی با گریه کودکان غزه، رنجی که جنگ بر آنها تحمیل کرده و ظلم هایی که به آنها می شود، واکنشی مثل بزرگ ترها دارند؟ آیا اصلا والدین اجازه می دهند کودکان شان با زندگی بقیه کودکان جهان بطورمثال کودکان رنج کشیده فلسطین آشنا شوند؟ آیا غیر از تلویزیون و فضای مجازی، رسانه دیگری هست که بچه ها را در فضایی نه چندان خشن، با زندگی پر از رنج اما مقاومتِ کودکان فلسطینی آشنا کند؟
بله، کتاب ها هستند. کتاب ها چنین وظیفه ای دارند تا قلب کودکان ایرانی را به قلبِ کودکان فلسطینی متصل کنند. مثل کتاب «دختر جنگ» نوشته لعیا اعتمادی. این کتاب 145 صفحه ای که انتشارات کتاب جمکران منتشر نموده، روایتی ملموس و انسانی است که مخاطبش را به دل واقعیت های تلخ غزه می برد. داستان با دختری به نام دیما آغاز می شود؛ دختر ۱۰ ساله ای که دنیای ساده و شیرین کودکانه اش ناگهان با صدای فروریختن دیوارهای خانه و آوار جنگ خراب می شود. او بعد از به هوش آمدن در شلوغی و همهمه بیمارستان، با حقیقت تلخ از دست دادن مادرش مواجه شده و خویش را وسط دنیایی تازه می بیند؛ دنیایی پر از چادرهای آوارگان، صف های طولانی آب، قوطی های کنسرو و آژیرهایی که تمامی ندارند.
به بهانه انتشار این کتاب با لعیا اعتمادی، نویسنده آن گفتگویی داشته ایم تا بیشتر در رابطه با روند نگارش داستان و دغدغه ای که دارد بشنویم. این مطلب را می توانید در ادامه بخوانید:

خانم اعتمادی، چه شد که چنین داستانی را برای کودکان نوشتید؟

نویسندگان دو دسته هستند: یک سری داستان می نویسند به جهت اینکه داستانی خلق شود؛ حالا سوژه و این ها هم برایشان تا حدی مهمست اما نه چندان زیاد ولی یک سری نویسندگان هم هستند که داستان می نویسند چون دغدغه شان است. من جزو این دسته از نویسندگان هستم که اهتمام می کنم در رابطه با مباحثی که دغدغه زندگی ام است، داستان بنویسم. این قضیه فلسطین و فضایی که میان مردم فلسطین وجود دارد- فضای غم، ناراحتی یا حتی میتوان گفت خوش حالی و پیروزی هایی که وجود دارد- موجب شد که من برای بچه ها داستانی با موضوع فلسطین بنویسم.

* داستان، زندگی واقعی، ترس ها، خنده ها و انسجام انسانی را از دید یک دختربچه ده ساله فلسطینی به تصویر می کشد. آیا فضاسازی داستان عام است یا خواننده کتاب می تواند رد پای فرهنگ و سبک زندگی فلسطینی ها را هم در آن ببیند؟

اگر بخواهم در مجموع بگویم، داستان تا حد زیادی عام است اما به این معنا نیست که من از فرهنگ دور بوده ام. بله، قسمتهایی وجود دارد در مورد عشق و علاقه ای که آنها به زمین هایشان دارند، به کشاورزی دارند، آداب و رسومی که دارند، بطورمثال آن غذاهایی که می خورند، این که فرزند باید زیاد باشد و... بدین سبب میتوان گفت داستان تا حدی در مورد سبک زندگی و فرهنگ شان است؛ اما چون این داستان برای کودکان است، فکر می کنم این که من بخواهم خیلی وارد آن مسایل بشوم، اصلِ موضوعِ داستان که در حقیقت یک جورهایی به تصویر کشیدن مظلومیت و مقاومت مردم فلسطین است- نادیده گرفته می شود و سوژه اصلی من که این است، هدر می رود. بر همین مبنا اهتمام کردم بیشتر به فضاسازی عام داستان بپردازم اما در مورد آنها هم در قسمت های مختلف به این موضوعات پرداخته شده است.

* داستان کاملا در سبک رئال نوشته شده؟

نمی شود گفت بطورکامل رئال (واقع گرایانه) است اما به عنوان نویسنده اهتمام کردم واقعیت زندگی ای را که مردم فلسطین دارند با آن دست وپنجه نرم می کنند، به تصویر بکشم و چون داستان برای کودکان است، این مسئله مقداری لطیف تر باشد. اگر من می خواستم برای کودکان از آن خشونت ها و ظلم هایی که به ویژه در این دو سال و نیم اتفاق افتاده حرف بزنم، داستان خیلی خشن می شد و بچه ها طاقت خواندن آنرا نداشتند. البته این لطیف تر شدن مشکلات به این معنا نیست که آن حوادث را نگفتم. آن حوادث نشان داده شده است اما تلاش شده مقداری کمتر و تا حد ممکن کم رنگ تر پرداخته شود؛ دست کم حوادثی که خیلی خیلی تلخ هستند.

* آیا «دختر جنگ» با سایر آثار شما تفاوتی دارد بطورمثال در سبک نگارش یا عناصر دیگر داستان نویسی؟

مطمئناً هر داستان و رمانی که نویسنده می نویسد، خاصیت های خودش را دارد. رمان «دختر جنگ» سومین رمان من است. رمان اولم یعنی «گوشواره آلبالویی» تا حدودی تجربه خودم از زمان جنگ بود، یعنی خودم تا حدودی «ریحانه سادات» بودم. در رمان دوم، «ژنرال ماه»، من حدود چهل -پنجاه درصد زندگی آن شخص و خاصیت هایش را در یک سری آدم هایی که اطرافم بودند، دیده بودم و درنتیجه منابع لازم برایم فراهم بود؛ اما در مورد رمان «دختر جنگ»، می توانم بگویم ماه ها پیگیر خبرهای داخلی و خارجی در فضای مجازی، در تلویزیون، در اخبار و بین آدم ها بودم؛ یعنی من دائم داشتم موضوعات مهم را نکته برداری می کردم.
مثلاً فرض کنید فلان بیمارستان را زدند یا رییس آن بیمارستان را دزدیدند یا کادر درمانی این بیمارستان ربوده شده. من اهتمام می کردم در داستانم به این مسایل اهمیت بدهم. شاید 6 ماه یا بیشتر، بطور مستمر اهتمام می کردم جنگ غزه را - جنگی که بر مردمش تحمیل شده و فضایی که آن مردم در آن نفس می کشند و زندگی می کنند- دنبال کنم. اگر جایی هم بود که در مورد فلسطین صحبت می کردند، اهتمام می کردم بروم و شرکت کنم و حرف هایشان را بشنوم. در حقیقت یکی از مسائلی که موجب شد من در مورد فلسطین بنویسم و انگیزه مضاعفی داشته باشم که حتما بنویسم، شرکت در یکی از همین جلسات بود.
همان موقع که داشتم این رمان را می نوشتم، شاید چند فصل اول را نوشته بودم، طرح داستانم را نوشته بودم، ابتدا و پایان و حدودا میتوان گفت نقاط اصلی داستان و خط داستانی برایم مشخص بود اما یادم می آید آن موقع انتشارات جمکران از آقای وحید یامین پور خواسته بودند که در انتشارات در مورد فلسطین صحبت کنند. رفتن به آن جلسه موجب شد من بیشتر تمایل پیدا کنم به این که حتما رمانم را زودتر جمع بندی کنم، چون مدت ها بود آغاز کرده بودم، چند فصل هم نوشته بودم اما واقعیت امر انگار احتیاج به یک نیرویی بود به جهت اینکه من را هل بدهد به جلو که حتما زودتر این را جمع بندی کنم.

* اگر خودتان بخواهید این اثر را به یک کودک معرفی کنید، کدام خاصیت آنرا متمایز و پررنگ جلوه می دهید؟

ببینید، شخصیت «دیما» برای خودم خیلی دوست داشتنی و مهم می باشد. دیما هم دختری است حدودا مثل تمام دخترهای ما، مثل دست کم بیشتر بچه های ایران که یک سری دغدغه هایی دارند. بطورمثال در اوایل داستان وقتی که دیما می خواهد به مدرسه برود و هنوز اوایل جنگ است، دغدغه اش موهایش است. این که آرزو دارد موهایش به اندازه موهای دوستش بشود. اواسط داستان دیما همین دوستش را می بیند که موهایش را کوتاه کرده است و حالا دیما حتی موهایش را زیر لباسش، کلاهش، زیر روسری یا با هرچه که دارد پنهان می کند که آن دوستش نبیند.
دیما هم مثل تمام بچه ها آرزوهای خیلی کودکانه و میتوان گفت درست داشت؛ اما همین دیما را وسط های داستان می بینید که چقدر بزرگ شده؛ برای آوردن دارو با کمک چند نفر دیگر اقدام می کند، می رود در صف غذا و آب می ایستد برای گرفتن غذا و آب برای پیرزن ها و پیرمردها و... من در حقیقت هدفم این بود که نشان بدهم دیما چقدر تغییر یافته است. خودِ شخصیت دیما برای من خیلی مهم می باشد، از دید من این خودش یک نوع بزرگ شدن است که یک کودک از بچه های فلسطین در بین آن خرابه ها و در میانه جنگ بزرگ می شود. فکر می کنم یکی از نقاط قوت این رمان می تواند همین شخصیت دیما یا بچه هایی باشد که در آن فضا دارند زندگی می کنند و مثل آدم بزرگ ها دارند فعالیت می نمایند.

* چرا کودکان باید در سنین کودکی با مفهوم رشد و پایداری و صبر بر سختی ها آشنا شوند؟

در روان شناسی کودک، یکی از مراحل رشد برای بچه ها این است که آنها با واقعیت های زندگی آشنا گردند. یکی از واقعیت های زندگی هم اکنون در غزه، همین قضیه جنگ است، همین مشکلات و بیماری هایی است که وجود دارد، کمبودهایی که وجود دارد و ما نمی توانیم بچه را پس از اینکه یک صورت گرفت با آن اتفاق مواجه کنیم؛ بلکه باید برایش آمادگی ایجاد نماییم تا وقتی آن اتفاق رخ داد، او بتواند تاب آوری داشته باشد و زندگی کند، همان گونه که دیما توانست.
دیما جنگ را لمس کرده بود، پدرش را وقتی خیلی کوچک بود از دست داده بود و یک جورهایی یتیم بزرگ شده بود، بعد پدربزرگش را که حامی اش بود از دست داد، مادرش هم می رفت سر کار، خیلی محدودیت داشت و یک جورهایی دیما سختی های جنگ را دیده بود اما وقتی که در غزه در این دو سال و نیم چنین فجایعی رخ داد، جنگ و سختی هایش را به صورت خیلی ملموس تری درک کرد.

* ادبیات کودک و نوجوان ایران در زمینه فلسطین چه عملکردی داشته؟ شما کیفیت و کمیت آن را چگونه می بینید؟

واقعیت این است که ادبیات کودک و نوجوان، چه در ایران و چه در خارج، در مورد فلسطین کار زیادی انجام نداده یا اگر هم بوده، خیلی قدیمی است؛ یعنی سوژه ها خیلی قدیمی هستند. وقتی من می خواستم این رمان را بنویسم، بیشتر اخبار یا حتی کتاب های بزرگ سال به دردم خورد و صحبت های آقای یامین پور و از سوی دیگر یک کتابی بود که نامش را فراموش کردم اما یک کتاب مصور در رابطه با فلسطین بود که آن هم تا حدی کمکم کرد.

* داستان کودکانه ای به قلم نویسنده ای فلسطینی یا غیرایرانی دیگر تابه حال مطالعه کرده اید که بر شما تأثیر زیادی گذاشته باشد؟

نه آن طور که بشود گفت اثرگذار باشد. قبلاً هم عرض کردم که بیشترین کمک و اثرگذاری بر من همین پیگیری اخبار بود. نمی دانم، فکر می کنم نمی شود گفت حالا این کم کاری بوده، شاید ما نویسنده ها هنوز این را حس نکرده ایم که بچه ها هم در مورد فلسطین، در مورد جنگ و این ها باید اطلاعات داشته باشند و هیچ اشکالی ندارد. من فکر می کنم یکی از اشتباهات تعدادی از والدین این است که فکر می کنند نباید آب در دل بچه هایشان تکان بخورد.
این اشتباه است چون بچه را پس از اینکه با یک موضوع رو به رو شد، دیگر نمی شود واقعا آرامش کرد و بعد بیاییم حقیقت را به او بگوییم. از دید من این یک وظیفه و رسالتی است که به گردن منِ نویسنده و امثال من وجود دارد. در مورد کتاب بزرگ سال چرا، کتاب های نسبتاً خوبی نوشته شده اما در عرصه کودک بسیار کم و ناچیز است و میتوان گفت چشم گیر نیست که بطورمثال بر نویسنده ای که می خواهد رمان بنویسد بتواند تأثیر بگذارد.
به اجمال، رمان اولم یعنی گوشواره آلبالویی تا حدودی تجربه خودم از زمان جنگ بود، یعنی خودم تا حدودی ریحانه سادات بودم. بطورمثال فرض کنید فلان بیمارستان را زدند یا رئیس آن بیمارستان را دزدیدند یا کادر درمانی این بیمارستان ربوده شده. رفتن به آن جلسه سبب شد من بیشتر تمایل پیدا کنم به اینکه حتماً رمانم را زودتر جمع بندی کنم، چون مدت ها بود آغاز نموده بودم، چند فصل هم نوشته بودم اما واقعیت امر انگار احتیاج به یک نیرویی بود به جهت این که من را هل بدهد به جلو که حتماً زودتر این را جمع بندی کنم.

منبع:

1405/06/11
11:28:41
5.0 / 5
3
تگهای خبر: آرامش , ادبیات , انتشار , ایران
این مطلب کادودونی را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۵
کادو
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

كادو دونی

فروش انواع کادو

کادو دونی، هدیه ای برای هر لحظه ، سورپرایزهای به یادماندنی

kadodooni.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كادو دونی محفوظ است