به یاد آقای شهید ایران؛

تهران، پایتخت سوگ ملی و بازنمایی سرمایه اجتماعی ایران

تهران، پایتخت سوگ ملی و بازنمایی سرمایه اجتماعی ایران به گزارش کادو دونی، تهران در اینروزها تنها یک شهر نیست؛ بلکه در آستانه تبدیل شدن به روایتی زنده از حافظه معاصر ایران قرار دارد.



یادداشت مهمان، رویا همتی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی:

تاریخ ملت ها تنها با جنگ ها، پیروزی ها و تحولات سیاسی روایت نمی گردد. گاهی لحظاتی در حافظه تاریخی یک ملت ماندگار می شود که در آن، احساسات جمعی، هویت ملی و همبستگی اجتماعی بشکلی آشکار در حوزه عمومی بروز پیدا می کند. در چنین بزنگاه هایی، شهرها نیز از کارکردهای معمول خود فراتر می روند و به قسمتی از حافظه عاطفی و تاریخی جامعه تبدیل می شوند.
تهران در این روزها، در آستانه یکی از همین موقعیت های تاریخی قرار گرفته است. با شروع مراسم وداع از شنبه ۱۳ تیر و برگزاری مراسم خاکسپاری در حرم رضوی ۱۸ تیر؛ پایتخت ایران در ایام پیش رو به صحنه بازنمایی سوگ ملی، همدلی عمومی و سرمایه اجتماعی جامعه ایرانی تبدیل خواهد شد.
خیابان ها، میادین و فضاهای عمومی تهران، در اینروزها معنایی فراتر از عبور و مرور روزمره خواهند یافت. مردمی که از نقاط مختلف کشور برای ادای احترام، ابراز همدردی و همراهی در این مراسم راهی پایتخت می شوند، تنها در مراسمی رسمی شرکت نخواهند کرد؛ آنان در تجربه ای جمعی حضور می یابند که می تواند در حافظه فرهنگی-تاریخی جامعه ایران جایگاهی ماندگار پیدا کند.
ازنگاه جامعه پژوهانه، تهران در چنین موقعیتی فقط جغرافیا نیست. این شهر به بستری برای تشکیل تجربه مشترک، بازنمایی همبستگی و بازتولید هویت ملی تبدیل می شود. آن چه در ایام آینده رخ خواهد داد، فقط حضور انبوه مردم در یک مراسم سوگواری نیست؛ جلوه ی نمایش نوعی احساس تعلق به سرنوشت مشترک است؛ احساسی که در لحظات بحران، بیشتر از همیشه خویش را آشکار می کند.

هنگامی که اندوه به تجربه ای ملی تبدیل می شود

در روان شناسی اجتماعی، «سوگ جمعی» به وضعیتی گفته می شود که در آن جامعه، بعد از وقوع حادثه ای بزرگ یا از دست دادن چهره ای اثرگذار، احساس فقدان را به شکل مشترک تجربه می کند. در چنین شرایطی، حتی آنهایی که به صورت مستقیم داغدار نیستند نیز خویش را درگیر اندوه، نگرانی، همدلی یا احساس ناامنی می یابند؛ برای اینکه فقدان، از سطح فردی فراتر می رود و به قسمتی از تجربه عمومی جامعه تبدیل می شود.
در روزهای اخیر، خیلی از شهروندان این احساس را بیان کرده اند که اندوه اصلی نه الزاماً در لحظه نخست مواجهه با خبر، بلکه بعد از گذشت چند روز آشکارتر شده است؛ گویی جامعه بتدریج با عمق واقعه مواجه می شود و کم کم درمی یابد که چه رخداده و چه فقدانی بر آن سایه افکنده است.
این وضعیت با یافته های روان شناسی بحران هم خوانی دارد. در مرحله نخستِ بحران، ذهن انسان بیشتر درگیر دریافت خبر، مدیریت شوک، جست وجوی اطلاعات و سازگاری اولیه با شرایط تازه است. اما وقتی شوک اولیه فروکش می کند، واکنش های عاطفی فرصت بروز پیدا می کنند. از ین جهت، احساس غم، سکوت، بی حوصلگی، آشفتگی یا حتی خشم در ایام بعد از بحران، بخشی طبیعی از فرایند مواجهه روانی و اجتماعی با فقدان به شمار می آید.
آیین های عمومی سوگواری در چنین لحظاتی نقش مهمی پیدا می کنند. این مراسم ها به جامعه امکان می دهند که اندوه خویش را تنها در سطح فردی تجربه نکند، بلکه آنرا در یک فضای مشترک، قابل بیان و قابل فهم سازد. سوگ، وقتی در حوزه عمومی حضور می یابد، به زبان مشترک جامعه برای مواجهه با فقدان تبدیل می شود.

شهری که راوی اندوه و همبستگی ملی خواهد بود

در مطالعات شهری، برخی شهرها در مقاطع خاص تاریخی به «فضاهای حافظه» تبدیل می شوند؛ مکان هایی که تجربه های مشترک یک ملت را در خود ثبت می کنند و بعدها، نام آن شهر یا میدان یا خیابان با یک رخداد تاریخی پیوند می خورد.
تهران در ایام آینده در چنین موقعیتی قرار خواهد گرفت. این شهر، در آستانه برگزاری مراسم وداع و تشییع، تنها مرکز سیاسی کشور نیست؛ بلکه به کانون روایت یکی از مهم ترین تجربه های عاطفی و اجتماعی جامعه ایران تبدیل می شود.
خیابان ها و میدان های تهران، میزبان مردمی خواهند بود که از شهرها و استانهای مختلف برای همراهی در این مراسم به پایتخت می آیند. این حضور، فقط یک گردهمایی نخواهد بود؛ بلکه می توان آنرا جلوه ای از مشارکت اجتماعی، همدلی و احساس تعلق به یک تجربه ملی دانست.
تهران در چنین بزنگاهی، بار نمادین این اندوه را بر دوش خواهد کشید. عظمت سوگ، شکوه حضور مردم و بازنمایی همبستگی اجتماعی، در کنار یکدیگر به این شهر معنایی تازه خواهند داد؛ معنایی که می تواند در حافظه معاصر ایران ثبت گردد و در روایت سال های آتی از این مقطع تاریخی نقش داشته باشد.

آیین های جمعی و بازتولید همبستگی اجتماعی

امیل دورکیم، جامعه شناس برجسته فرانسوی، بر این باور بود که مراسم های جمعی فقط برای بزرگداشت افراد یا رخدادها برگزار نمی شوند. مهم ترین کارکرد این مراسم ها، بازسازی انسجام اجتماعی و تقویت وجدان جمعی است. به تعبیر او، جامعه در چنین مراسم هایی خویش را بازمی شناسد و احساس تعلق افراد به یک کل بزرگ تر تقویت می شود.
بر این اساس، مراسم وداع و تشییع را می توان از منظر جامعه شناختی، مهلتی برای بازنمایی و تقویت همبستگی اجتماعی دانست. این آیین، بیشتر از آنکه فقط بدرقه ای برای درگذشتگان باشد، عرصه ای برای تعریف مجدد پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان شهروندان است.
در چنین موقعیتی، افراد با تجربه های متفاوت، از نسل ها، شهرها و گروههای گوناگون، در یک میدان عاطفی مشترک قرار می گیرند. همین کنار هم قرار گرفتن، خود حامل معناست. جامعه در لحظه سوگ، به جای پراکندگی، امکان تجربه نوعی پیوند مشترک را پیدا می کند؛ پیوندی که اگر درست فهم و روایت شود، می تواند سرمایه اجتماعی را تقویت کند.

حافظه فرهنگی و ماندگاری این روزها

بر اساس نظریه حافظه فرهنگی یان آسمن، ملت ها تنها با رخدادهای تاریخی شناخته نمی شوند، بلکه با شیوه روایت، بازخوانی و به یاد سپردن آن رخدادها، هویت تاریخی خویش را شکل می دهند. مراسم های ملی، یادبودها، تصاویر عمومی و داستانهای جمعی، از مهم ترین ابزارهای انتقال این حافظه به نسل های آینده اند.
از این منظر، تهران در ایام آینده فقط شاهد برگزاری یک مراسم نخواهد بود؛ بلکه به قسمتی از حافظه فرهنگی معاصر ایران تبدیل خواهد شد. تصاویر خیابان های مملو از جمعیت، سکوت آمیخته با احترام، حضور خانواده ها، جوانان، سالمندان و مردمی که از نقاط مختلف کشور به تهران می آیند، می تواند در حافظه جمعی جامعه ایرانی ماندگار شود.
این ماندگاری البته تنها به ثبت تصویر و خبر وابسته نیست. آن چه به یک رخداد معنا می دهد، شیوه فهم و روایت آنست. اگر اینروزها فقط بعنوان یک مراسم رسمی دیده شوند، بخش مهمی از معنای اجتماعی آن نادیده گرفته خواهد شد. اما اگر بعنوان لحظه ای برای مشاهده پیوندهای عاطفی جامعه، ظرفیت همدلی عمومی و بازنمایی سرمایه اجتماعی فهم شوند، می توانند جایگاهی عمیق تر در حافظه فرهنگی ایران پیدا کنند.

سرمایه اجتماعی؛ پشتوانه عبور از بحران

رابرت پاتنام، سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از اعتماد، مشارکت، همکاری و شبکه های ارتباطی میان شهروندان می داند؛ سرمایه ای که امکان حل مسایل عمومی و عبور از بحران ها را برای جامعه فراهم می آورد. در شرایط بحرانی، این سرمایه بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت می یابد.
حضور داوطلبانه مردم از استان ها و شهر های مختلف در مراسم های عمومی سوگواری را می توان یکی از جلوه های سرمایه اجتماعی دانست. این حضور نشان داده است که احساس تعلق ملی بازهم یکی از مؤلفه های مهم انسجام اجتماعی در ایران است. جامعه ای که در لحظات سخت می تواند گرد هم بیاید، همدلی نشان دهد و در یک تجربه مشترک حضور یابد، از ظرفیت مهمی برای عبور از بحران برخوردار می باشد.
با این حال، سرمایه اجتماعی امری ثابت و همیشگی نیست. این سرمایه نیازمند مراقبت، تقویت و بازسازی مداوم است. ادامه اعتماد عمومی، گسترش گفت و گوی اجتماعی، پشتیبانی از خانواده های لطمه دیده، روایت مسئولانه رخدادها و پرهیز از فرسایش عاطفی جامعه، همچون عواملی است که می تواند این سرمایه را حفظ و تقویت کند.
اگر اینروزها با دقت، صداقت و مسئولیت اجتماعی روایت شوند، می توانند فراتر از یک تجربه عاطفی، به مهلتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی تبدیل شوند.

تاب آوری اجتماعی؛ گذار از اندوه به بازسازی

در ادبیات مدیریت بحران، تاب آوری اجتماعی به توانایی جامعه برای بازیابی کارکردهای خود بعد از بحران اشاره دارد. تاب آوری به معنای فراموش کردن رنج یا نادیده گرفتن فقدان نیست؛ بلکه به معنای توانایی جامعه در حفظ همبستگی، امید، همکاری و مشارکت، در عین پذیرش واقعیت های تلخ است.
جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالاتر، اعتماد عمومی بیشتر و مراسم های جمعی منسجم تری برخوردار می باشند، به طور معمول در برخورد با بحران ها ظرفیت بیشتری برای بازسازی دارند. مراسم های عمومی سوگواری نیز، هرچند نمی توانند جای خالی عزیزان از دست رفته را پر کنند، اما می توانند قسمتی از فرایند ترمیم روانی و اجتماعی جامعه باشند.
در چنین مراسم هایی، جامعه فرصت می یابد اندوه خویش را به رسمیت بشناسد، آنرا در کنار دیگران تجربه کند و از دل سوگ، امکان ادامه مسیر را بازسازی کند. به همین دلیل، سوگواری جمعی تنها بیان اندوه نیست؛ می تواند قسمتی از فرآیند بازگشت جامعه به تعادل، امید و همبستگی نیز باشد.
تهران در اینروزها تنها یک شهر نیست؛ بلکه در آستانه تبدیل شدن به روایتی زنده از حافظه معاصر ایران قرار دارد. این شهر، در ایام پیش رو، هم صحنه بروز اندوه مردمی خواهد بود که برای ادای احترام گرد هم می آیند و هم عرصه تجلی همبستگی ملی؛ همبستگی ای که با حضور شهروندانی از نقاط مختلف کشور، معنایی عینی و ملموس پیدا خواهدنمود.
در تاریخ ملت ها، برخی روزها نه فقط به سبب خود رویداد، بلکه به جهت شیوه مواجهه جامعه با آن ماندگار می شوند. مراسم های پیش رو نیز می توانند از همین جنس باشند؛ لحظاتی که در آنها جامعه ایرانی، در مقابل فقدان، امکان همدلی، انسجام و مشارکت اجتماعی خویش را نشان خواهد داد.
بی تردید، اندوه اینروزها به سرعت از حافظه جامعه پاک نخواهد شد. اما چگونگی مواجهه با این تجربه می تواند بر آینده اجتماعی کشور اثر بگذارد. اگر این سوگ جمعی به تقویت سرمایه اجتماعی، گسترش گفت و گوی ملی، پشتیبانی از لطمه دیدگان و افزایش همبستگی اجتماعی بینجامد، می تواند علاوه بر ثبت در حافظه تاریخی، به ارتقاء تاب آوری اجتماعی نیز کمک نماید.
از این منظر، تهران نه فقط میزبان آیینی بزرگ، بلکه راوی یکی از مهم ترین جلوه های همبستگی اجتماعی در ایران معاصر خواهد بود؛ روایتی که در آن، سوگ، احترام، مسئولیت اجتماعی و امید به آینده در کنار یکدیگر معنا می یابند.
به اجمال، در ایام اخیر، بسیاری از شهروندان این احساس را بیان کرده اند که اندوه اصلی نه الزاماً در لحظه نخست مواجهه با خبر، بلکه پس از گذشت چند روز آشکارتر شده است؛ گویی جامعه به تدریج با عمق واقعه مواجه می شود و کم کم درمی یابد که چه رخداده و چه فقدانی بر آن سایه افکنده است. این مراسم ها به جامعه امکان می دهند که اندوه خود را تنها در سطح فردی تجربه نکند، بلکه آن را در یک فضای مشترک، قابل بیان و قابل فهم سازد. در شرایط بحرانی، این سرمایه بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت می یابد.
1405/04/14
21:08:14
5.0 / 5
6
تگهای خبر: ادبیات , برج , تصویر , تولید
این مطلب کادودونی را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۱
کادو
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

كادو دونی

فروش انواع کادو

کادو دونی، هدیه ای برای هر لحظه ، سورپرایزهای به یادماندنی

kadodooni.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كادو دونی محفوظ است