رونمایی از كتاب اخلاق مبارزه-۱

روایت دعایی از درخواست مذاكره صدام با ایران پیش از جنگ تحمیلی

روایت دعایی از درخواست مذاكره صدام با ایران پیش از جنگ تحمیلی كادو دونی: حجت الاسلام سیدمحمود دعایی در مراسم رونمایی از كتاب خاطرات مرحوم حجت الاسلام طباطبایی توضیحاتی درباره روایت این كتاب از دوران سفارت خود در كشور عراق بیان كرد.



به گزارش كادو دونی به نقل از مهر، مراسم رونمایی از كتاب اخلاق مبارزه شامل خاطرات مرحوم حجت الاسلام سیدمهدی طباطبایی بامداد امروز با حضور جمعی از چهره های فرهنگی و كشوری در محل حسینیه جماران برگزار گردید.
در ابتدای این مراسم دارستانی معاون پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) در سخنانی با اشاره به این كتاب عنوان كرد: كتاب اخلاق مبارزه حاصل ۷۰ ساعت مصاحبه تصوری با مرحوم طباطبایی است كه ساعت ها كار كارشناسی برای تدوین و ویراش آن صورت پذیرفته است. همینطور بیش از یكصد سند كه عمده آنها شامل اسناد ساواك می باشد به این كتاب افزوده شده تا مطالب مندرج در آن به همراه سند باشد.
در ادامه مراسم سیدمحمد طباطبایی فرزند مرحوم طباطبایی در سخنانی با خوشامدگویی به حاضران عنوان داشت: پدر من همیشه به من نصیحت می كرد كه حسابگر باشم می گفت در دنیا كاری نكن كه برای قیامتت دردسرساز باشد. خودش هم همیشه به این مساله اهتمام داشت و تلاش داشت با جامعه صادقانه و آنطور كه به آن مردمداری می گویند برخورد كند.
وی اضافه كرد: مرحوم پدرم همیشه با شهامت و شجاعت حرف می زد، این صریح بودن و واضح بودن در سخنان چیزی نبود كه بخواهد پنهانش كند. در كنار این مساله جامعه را با مردم می شناخت و به مسائل آنها اهمیت می داد.
بخش دیگری از این مراسم به سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمود دعایی مدیرمسئول موسسه اطلاعات اختصاص داشت.
دعایی در سخنان خود با اشاره به سابقه آشنایی خود با مرحوم طباطبایی در سال های پیش از انقلاب و در عتبات عنوان كرد: وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد آقای طباطبایی مبحث خدمت به محرومین و مردم را به دریافت هر پست و مقام دیگری مقدم دانست. به همین خاطر جریانی را برای تامین مسكن نیازمندان به وجود آورد كه در نهایت منجر به ایجاد بنیاد مسكن انقلاب اسلامی شد اما خود او تمایلی نداشت در این بنیاد مسئولیتی داشته باشد به همین خاطر بعنوان نمایندگی امام در شهرداری تهران بسنده كرد.
دعایی اضافه كرد: آقای طباطبایی از قدیم در خیابان غیاثی تهران مسجدی داشتند كه آنجا را بعنوان پایگاهی برای خدمت به مردم و رسیدگی به امور آنها قرار داده بود در كنار آن افرادی را كه احساس می كردند باید برای مردم سخنرانی داشته به آنجا دعوت می كردند و ضمیمه استفاده عمومی از آنها را فراهم مهیا كردند.
مدیرمسئول موسسه اطلاعات ادامه داد: پس از رحلت امام احساس شد راه ایشان در حال كمرنگ شدن است آقای طباطبایی دقت بیشتری به این مورد داشت، اگر احساس می كرد كسی مظلوم واقع شده و حق او زائل می گردد تمام قد از او حمایت می كرد. ماجرای حمایت های وی از مرحوم آیت الله هاشمی هم به همین خاطر بود و یا دفاعی كه از یادگار امام (ره) در جریان جسارت به ساحت شان در حرم امام شكل گرفت.
دعایی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بخشی از خاطرات مرحوم طباطبایی در این كتاب كه در آن اشاره شده است كه وی (دعایی) برای سفارت ایران در عراق در سال های ابتدایی انقلاب اسلامی گزینه مناسبی نبود عنوان كرد: بعد از انقلاب اسلامی در نوبتی مرحوم احمدآقای خمینی به من گفتند كه امام خواسته اند بنده برای سفارت به عراق بروم به ایشان عرض كردم پیغام بنده را برسانند كه آمادگی این كار را ندارم و به امور دیپلماتیك و سیاسی وارد نیستم و ترجیح می دهم طلبه مبارزی باقی بمانم، دوست ندارم اگر خطایی در حوزه سفارت از من سر بزند به حساب روحانیت نوشته شود.
مرحوم احمد آقا پیغام بنده را رساند و جواب آمد كه امام مایل هستند شما كه نماینده ایشان در دوران تبعید با حكومت عراق بوده اید بعنوان نشانی از حسن نیت ما با حكومیت عراق بعنوان سفیر ما در كشور عراق انتخاب شوید عرض كردم این مساله را به این شرط می پذیرم كه بنده كارمند دولت و وزارت امور خارجه نباشم و اموراتم را با استفاده از شهریه طلبگی كه حضرت امام تامین می كنند بگذرانم كه مورد موافقت قرار گرفت.
وی ادامه داد: آقای طباطبایی در خاطراتشان این دغدغه را داشتند كه اگ یك طلبه عصبانی مثل من سفیر نمی شد، در ابتدای انقلاب می شد با عراقی ها به تفاهمی رسید و جنگ شكل نمی گرفت در واقع نگاه شان این بود كه می شد با گزینشی بهتر برای سفارت راه را برای مذاكره باز كرد.
دعایی در ادامه اظهار داشت: قرارداد الجزایر مساله ای بود كه به صدام حسین تحمیل شد وی در آبان ماه سال ۵۷ بود كه متوجه شد رژیم ایران در حال از هم پاشیدن است ساواك منحل شده و كشور در آستانه تغییرات بزرگی است در همان زمان مسئولین عراقی به نماینده تام الاختیار ساواك در امور قرارداد الجزایر پیغام می دهند كه آماده ایم شما را در عراق بعنوان شهروند افتخاری بپذیریم و اگر این مورد را قبول نكنید و با ما همكاری نداشته باشید خانواده ات در عراق تحت فشار قرار خواهند گرفت. آن نماینده آن زمان این مساله را به اطلاع مسئولان سفارت ایران می رسانند و عنوان می كند حاضر نیست با عراقی ها همكاری كند. پس از آن هم این دست مسائل ادامه داشت. مساله اصلی این است كه بدانیم مبحث جنگ چیزی نبود كه پس از انقلاب آغاز شود بلكه از پیش از انقلاب زمینه های آن فراهم شده بود.
دعایی در همین زمینه عنوان كرد: جریانی در كشور اصرار دارد كه بگوید یكی از عوامل شروع جنگ انعطاف ناپذیری نهادهای حاكم انقلابی بخصوص مرحوم امام خمینی بوده است، مثلا می گویند من از صدام پیامی برای ایشان آورده ام كه بیایید مذاكره نماییم و ایشان هم بلافاصله گفته است كه خیر و حتی گفته اند كه من با شنیدن پاسخ ایشان گریه كرده ام و گفته ام دیگر به عراق نمی روم و امام گفته اند رفتنت تكلیف است اما واقعیت چیز دیگری است و ماجرا از این مقرر است كه در زمان ابتدای انقلاب از سوی وزیر امور خارجه عراق به من پیغام دادند كه صدام مایل است نماینده تام الاختیاری از جانب ایران به این كشور سفر كند تا در مورد مسائل پیرامون دو كشور مذاكره صورت گیرد. من هم این پیغام را به حضرت امام رساندم ایشان چند روزی تامل كردند و به من گفتند كه هم اكنون صلاح نیست مذاكره كرد اما اگر به صراحت نپذیریم می گویند كه ما حسن نیت داشتیم و ایرانیان نداشتند. به همین ترتیب خواستند پیغام بدهم كه در ایران انتخابات نخست مجلس و ریاست جمهوری بزودی برگزار می گردد و ترجیح مان این است كه نماینده منتخب مردم در دولت مذاكره كند و از شما می خواهیم تا آن موقع كماكان با حسن نیت با ما برخورد كنید.

1397/04/06
15:05:32
5.0 / 5
4018
تگهای خبر: كتاب , مسكن
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۲
کادو

كادو دونی

فروش انواع کادو

kadodooni.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كادو دونی محفوظ است