آن سوی تاریخ مكتوب، ۹

پادشاهی با اجازه بیگانه

پادشاهی با اجازه بیگانه به گزارش کادو دونی، وابستگی صرفا یک ضعف اقتصادی نبود بلکه بنیان خیلی از صدمه های ملی را شکل می داد. ایرانِ قبل از انقلاب، اراده مستقل در سیاست و اقتصاد نداشت و در معیشت، چشم به بیرون از مرزها دوخته بود.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری:

رهبر انقلاب در توصیف وضعیت ایران قبل از انقلاب اسلامی، بارها به این نکته اشاره کرده اند که کشور در دوران پهلوی، بدون یک ساختار تولیدی مستقل بود. بگفته ایشان، ایران نه سازنده بود، نه پرورنده و نه مصرف کننده دسترنج خود. نتیجه چنین وضعیتی، وابستگی فراگیر به خارج از کشور در عرصه های مختلف اقتصادی، صنعتی و حتی معیشتی بود.
ایشان این وضعیت را نه فقط نشانه ضعف اقتصادی، بلکه عامل مستقیم تبعیت سیاسی می دانند. کشوری که برای تامین نان، گوشت، پوشاک و کالاهای اولیه زندگی خود نیازمند واردات باشد، ناگزیر در مناسبات بین المللی نیز تابع خواست و اراده تولیدکنندگان خارجی خواهد شد. این وابستگی، به تعبیر رهبر انقلاب، وضعیتی «کودکانه و ابلهانه» بود که شأن و جایگاه یک ملت کهن را تنزل می داد.

تحقیر همه جانبه ملت؛ وابستگی فقط اقتصادی نبود


رهبر انقلاب در دومین روز از دهه فجر سال ۱۳۷۷، با نگاهی فراتر از اقتصاد، وابستگی به غرب را عامل «تحقیر همه جانبه ملت» توصیف کردند. ایشان با یک تمثیل روشن، تفاوت میان انتخاب آگاهانه و تحمیل الزامی را چنین توضیح دادند: «گاهی انسان خودش غذای مقوّی یا داروی شفابخشی را انتخاب می کند؛ اما یک وقت بیهوشتان می کنند، دست و پایتان را می گیرند و با آمپول چیزی را به شما تزریق می کنند.» بگفته رهبر انقلاب، آن چه در دوران پهلوی رخ داد، تزریق الزامی فرهنگ غربی بوسیله رؤسای کشورها و رژیم های فاسد بود. در این راه، فرهنگ ملی، باورهای بومی و هویت ایرانی تحقیر شد تا زمینه سلطه فکری و فرهنگی فراهم گردد.

پادشاهی که با اراده انگلیس آمد


یکی از محورهای کلیدی بیانات رهبر انقلاب، نقش مستقیم دولت انگلیس در روی کار آمدن رضاخان است. ایشان تاکید می کنند که این مساله، نه یک تحلیل جناحی یا روایت مخالفان رضاخان، بلکه واقعیتی تاریخی است که حتی وابستگان به حکومت پهلوی و مورخان بی طرف نیز به آن اذعان کرده اند.
به گفته رهبر انقلاب، انگلیسی ها رضاخان را در ایران به قدرت رساندند و زمانیکه منافعشان اقتضا کرد، او را کنار گذاشتند. این تصمیم، نه برپایه خواست ملت ایران، بلکه بر پایه محاسبات سیاسی قدرت استعمارگر گرفته شد. زمانیکه انگلیس ها احساس کردند حکومت پهلوی بسمت آلمانِ دوران جنگ جهانی دوم گرایش پیدا کرده است، تحمل نکردند و رضاخان را برداشتند.
رهبر انقلاب در تحلیل علل برکناری رضاخان، به نکته ای کمتر گفته شده اشاره می کنند. بگفته ایشان، اخلاق رضاخانی شباهت زیادی به اخلاق هیتلری داشت و همین مساله، همراه با گرایش به آلمان، سبب حساسیت انگلیسی ها شد. نتیجه این حساسیت، تبعید رضاخان و جایگزینی او با محمدرضا پهلوی بود؛ اقدامی که بار دیگر نشان داد سرنوشت حاکمیت در ایران، نه در تهران، بلکه در پایتخت های بیگانه رقم می خورد.
رهبر انقلاب در نقل خاطره ای از یکی از وابستگان به رژیم محمدرضا پهلوی، عمق وابستگی سیاسی آن دوران را به روشنی ترسیم می کنند. در روزهایی که هنوز تکلیف سلطنت محمدرضا مشخص نبود، سفیر انگلیس شرط اعتماد به او را ترک شنیدن رادیو برلین عنوان نمود. محمدرضا نیز، برای جلب رضایت سفارت، بی درنگ این شرط را پذیرفت.
پس از اجرای این شرط، سفیر انگلیس اعلام نمود که «حالا دیگر عیبی ندارد؛ می شود او را به سلطنت انتخاب کرد». رهبر انقلاب این سطح از وابستگی را نمونه ای از «ذلت آورترین» اشکال حکومت داری می دانند؛ جایی که حتی علایق شخصی شاه، باید با نظر سفارتخانه های خارجی تنظیم شود.

ننگی که تاریخ فراموش نمی کند


رهبر انقلاب با لحنی صریح، چنین وضعیتی را ننگی تاریخی برای یک ملت توصیف می کنند و می گویند: «برای ملت ایران هیچ ننگی بالاتر از این نیست که حکام و سررشته داران امور کشور را دولت انگلیس به وسیله سفارتخانه خود بیاورد و ببرد.»
ایشان با استناد به خاطرات رجال دوران پهلوی، یادآور می شوند که محمدرضا پهلوی بعد از تبعید پدرش، چند روز نمی دانست که شاه خواهد شد یا نه و برای اطمینان، نماینده ای به سفارت انگلیس فرستاد تا تکلیف سلطنتش مشخص شود.
رهبر انقلاب یکی دیگر از خاصیت های برجسته حکومت پهلوی را جمع میان استبداد داخلی و ذلت خارجی می دانند. بگفته ایشان، رضاخان در داخل کشور با مردم رفتاری خشن و بی ملاحظه داشت، اما در مقابل انگلیسی ها، هر امتیازی که خواستند، بدون مقاومت واگذار می کرد.
قراردادهای نفتی همچون مصادیقی است که رهبر انقلاب برای توضیح این وضعیت به آن اشاره می کنند. هرچند رضاخان بصورت نمایشی قرارداد نفت را سوزاند، اما فورا قراردادی ننگین تر و طولانی مدت تر را امضا کرد؛ قراردادی که سال ها منافع ملی ایران را در اختیار بیگانگان قرار داد.
رهبر انقلاب دراین خصوص به نقل قولی از تقی زاده، وزیر دارایی وقت، اشاره می کنند. زمانیکه از او پرسیده شد چرا قرارداد نفت را امضا نموده است، پاسخ داد: «من آلت فعل بودم.» این جمله، بگفته رهبر انقلاب، گویای ساختار تصمیم گیری در حکومت پهلوی است؛ ساختاری که در آن، مسئولان دولتی نه تصمیم گیر، بلکه مجریان اراده شاه و سرانجام، مجریان خواست قدرت های خارجی بودند.

مدرنیسم وارداتی؛ بزک وابستگی با نام «تمدن بزرگ»


رهبر انقلاب در تبیین ماهیت سیاستهای فرهنگی و اجتماعی سلسله پهلوی، بارها به مفهوم «راه حل کاذب» اشاره کرده اند؛ چاره ای که نه از دل نیازهای واقعی جامعه ایرانی برمی آمد و نه در پی رشد عمیق و پایدار کشور بود. بگفته ایشان، یکی از شاخص ترین نمودهای این چاره کاذب، پروژه ای بود که با عنوان «دروازه تمدن بزرگ» به مردم ایران ارائه شد.
در این چارچوب، تغییر ظاهر، تقلید از الگوهای غربی در پوشش، سبک زندگی و مصرف گرایی، بعنوان نشانه های پیشرفت تبلیغ می شد. رهبر انقلاب این روند را چنین توصیف می کنند: «یک وقت می بینید آدمی نه سوادی دارد، نه اراده ای، نه تجربه ای نشان داده، اما لباس و آرایش خویش را شبیه فلان هنرپیشه یا جوان غربی کرده است؛ این چاره کاذب است.»
به گفته ایشان، حکومت پهلوی تلاش داشت این الگوی سطحی و تقلیدی را بعنوان مدرنیسم ایرانی جا بیندازد؛ مدرنیسمی که نه به تمدن واقعی منتهی می شد و نه توان حل مسایل بنیادین کشور را داشت، بلکه در عمل، بنیان های معنوی، اخلاقی و فرهنگی جامعه را تضعیف می کرد.
رهبر انقلاب تاکید می کنند که این مدرنیسم وارداتی، بستری مناسب برای نفوذ کمپانی های خارجی فراهم نمود. بگفته ایشان، هر نقطه ای از کشور که امکان سودآوری داشت، به محلی برای فعالیت شرکتهای خارجی تبدیل می شد؛ شرکت هایی که با واسطه شرکای داخلی خود، وابستگان دربار و رجال سیاسی وقت منابع کشور را در اختیار می گرفتند.
در این نگاه، مدرنیسمِ تبلیغ شده نه فقط به رشد تولید ملی منجر نشد، بلکه وابستگی اقتصادی را تعمیق کرد و کشور را بیشتر از پیش به مصرف کننده کالاهای خارجی بدل ساخت. رهبر انقلاب این وضعیت را «بدبختی و بیچارگی» برای یک ملت توصیف می کنند و اخطار می دهند که ادامه چنین مسیری، به فنا شدن همه چیز خواهد انجامید.

آمریکا وارد می شود


با تضعیف نقش انگلیس بعد از جنگ جهانی دوم، صحنه نفوذ در ایران بتدریج در اختیار آمریکا قرار گرفت. رهبر انقلاب با اشاره به این مقطع تاریخی، تاکید می کنند که تغییر قدرت مسلط، به معنای پایان وابستگی نبود؛ بلکه تنها «ارباب» عوض شد.
به گفته ایشان، زمانیکه نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق شکل گرفت، این انگلیسی ها بودند که بیشتر از همه احساس خطر کردند. اما وقتی دیدند به تنهایی از عهده مهار این حرکت برنمی آیند، آمریکایی ها را وارد میدان کردند. نتیجه این مداخله، کودتای ۲۸ مرداد بود؛ کودتایی که با حمایت مستقیم آمریکا، دولت ملی را سرنگون کرد و محمدرضا پهلوی را بار دیگر بر کشور مسلط ساخت. رهبر انقلاب این روند را سیاست همیشگی قدرت های استعمارگر می دانند؛ سیاستی که برمبنای آن، هر جا منافعشان به خطر بیفتد، با تشکیل بحران مصنوعی، ساختار قدرت را به سود خود بازسازی می کنند.
رهبر انقلاب در توصیف دوران بعد از کودتای ۲۸ مرداد، از تعبیر «قیمومیت آمریکا» استفاده می کنند؛ تعبیری که نشان دهنده عمق نفوذ و سلطه ایالات متحده بر ساختار سیاسی ایران است. بگفته ایشان، محمدرضا پهلوی برای تعیین نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر خارجه و حتی مدیران شرکت نفت، نظر سفیران آمریکا و انگلیس را جویا می شد.
در چنین شرایطی، تصمیم گیری ملی در عمل معنای خویش را از دست داده بود و ساختار حاکمیت، به نهادی تابع اراده بیگانگان تبدیل گشته بود. رهبر انقلاب این وضعیت را تحقیر عظیم ملت ایران می دانند و تصریح می کنند که چنین ننگی، برای هیچ ملت آزاده ای قابل تحمل نیست.
یکی از پرتکرارترین محورهای بیانات رهبر انقلاب در رابطه با سلسله پهلوی، تضاد آشکار میان رفتار حکومت با مردم و رفتار آن با قدرت های خارجی است. ایشان تاکید می کنند که حکومت های فاسد، مستبد و وابسته، در داخل کشور با زور، فشار و سرکوب عمل می کنند، اما در مقابل اربابان خارجی، کاملا مطیع و تسلیم اند.
رضاخان، بگفته رهبر انقلاب، نمونه ای بارز از این الگو بود؛ فردی که در داخل کشور، با خشونت و بی رحمی با مردم برخورد می کرد، اما در مقابل انگلیسی ها، هر امتیازی که خواستند، واگذار می کرد. این الگو در دوران محمدرضا پهلوی نیز ادامه یافت و به یکی از خاصیت های ساختاری رژیم تبدیل شد.

مصرف کالای خارجی؛ ابزار تثبیت وابستگی


رهبر انقلاب در کنار نقد ساختار سیاسی، به سیاستهای اقتصادی و فرهنگی حکومت پهلوی نیز توجه ویژه دارند. بگفته ایشان، یکی از ابزارهای تثبیت وابستگی، ترویج افتخار به مصرف کالاهای خارجی بود. در این فضا، استفاده از تولیدات داخلی نه فقط تشویق نمی شد، بلکه گاه نشانه عقب ماندگی تلقی می شد.
ایشان در مقابل این نگاه، بر اهمیت پشتیبانی از تولید ملی تاکید می کنند و می گویند: «وقتی یک جنس داخلی خریداری می شود، هم اشتغال ایجاد می شود، هم ابتکار کارگر ایرانی شکوفا می شود.» به اعتقاد رهبر انقلاب، مصرف کالای داخلی، نه یک انتخاب فردی صرف، بلکه اقدامی ملی در جهت استقلال اقتصادیست.

پروژه تضعیف روحیه؛ جنگی بی وقفه از شروع انقلاب


رهبر انقلاب با اشاره به سالیان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، تاکید می کنند که دشمنی قدرت های خارجی با ایران، از همان اول شروع شد. یکی از اصلی ترین محورهای این دشمنی، تضعیف روحیه مردم و القای ناامیدی بوده است.
به گفته ایشان، بوسیله رسانه ها و ابزارهای تبلیغاتی، کوشش شده است به مردم ایران القا شود که کشور گرفتار بن بست شده و بدون ارتباط با آمریکا، امکان پیشرفت وجود ندارد. این خط تبلیغی، با بزرگ نمایی ضعف ها و سانسور نقاط قوت دنبال می شود تا امید، خصوصاً در بین جوانان، تضعیف شود.

تطهیر پهلوی؛ تحریف تاریخ برای زیر سؤال بردن انقلاب


رهبر انقلاب در قسمت دیگری از بیانات خود، به کوشش های سازمان یافته برای تطهیر حکومت پهلوی اشاره می کنند. بگفته ایشان، تحریف تاریخ و ارایه تصویری بزک شده از دوران طاغوت، با هدف زیر سؤال بردن اصل انقلاب اسلامی به انجام می رسد.
ایشان تصریح می کنند که این جریان، می کوشد جوان امروز را به این نتیجه برساند که «اوضاع آن قدرها هم بد نبوده» و درنتیجه، ضرورت انقلاب را مخدوش جلوه دهد. رهبر انقلاب این تلاش را حرکتی موذیانه می دانند که از بیرون مرزها هدایت می شود.
رهبر انقلاب تاکید می کنند که دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی، ریشه در مخالفت با «ایران قوی و مستقل» دارد. بگفته ایشان، آمریکا نه فقط با نظام اسلامی، بلکه با هر ایرانی که مستقل و عزتمند باشد، مخالف است.
ایشان یادآور می شوند که آمریکا، ایران دوران پهلوی را دوست داشت؛ ایرانی که «گاو شیرده» و مطیع اوامر قدرت های خارجی بود. اما ایران بعد از انقلاب، با ایستادگی بر استقلال خود، این معادله را بر هم زد و همین مساله، منشاء دشمنی های مستمر شد.

منبع:


«مجسمه» /اصغر مددی/ انتشارات انقلاب اسلامی
بطور خلاصه در این فضا، استفاده از تولیدات داخلی نه فقط تشویق نمی شد، بلکه گاه نشانه عقب ماندگی تلقی می شد. ایشان در مقابل این نگاه، بر اهمیت پشتیبانی از تولید ملی تأکید می کنند و می گویند: وقتی یک جنس داخلی خریداری می شود، هم اشتغال ایجاد می شود، هم ابتکار کارگر ایرانی شکوفا می شود. یکی از اصلی ترین محورهای این دشمنی، تضعیف روحیه مردم و القای ناامیدی بوده است.

منبع:

1404/11/16
12:08:45
5.0 / 5
149
تگهای خبر: انتشار , تصویر , تولید , خرید
این مطلب کادودونی را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۴
کادو
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

كادو دونی

فروش انواع کادو

کادو دونی، هدیه ای برای هر لحظه ، سورپرایزهای به یادماندنی

kadodooni.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كادو دونی محفوظ است